خرید بک لینک

دست خودم نیست

این روزها انگار گمشده ای دارم

انگار کسی خفه ام میکند

حتی نمیدانم چرا

خدایا خدایا خدایا

تو رو به بزرگیت قسمت کمکم کن

کمکم کن

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:50

مرسی که همیشه همراه هم بودی تو تمام این سختی ها و اتفاقات زندگی خدا.

میدونم که جز خودت هیچکس نمیفهمه من را.

باش.

همین.

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:50

سلام عزیزه دلم

دلم تنگت است

خیلی هم دلتنگت هستم

کاش بودی

میدانی میدانم میگذرد

میدانم این روزها هم تمام میشود

میدانم عمر همچنان میگذرد بی تو

ولی کاش بودی

دلم واقعا دلتنگت است خیلی

خدا خدا خدا ...

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:50

این روزهای یاد گرفته ام نترسم

یاد گرفته ام برای خود و روح خود

دنباال راهی سراسر از ارامش باشم هرچند سخت اما ممکن...

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:50

تا میام شروع کنم به نوشتن یهو مغزم خالی میشه

خالی ی خالی

مثل وقتایی که دم عصر روزای پاییزی از خواب میپری

بعد نمیدونی اینجا کجاست .من کجام.شب یا صبح.ساعت چنده و....

اما با همه ی این چیزا صبحها که بلند میشم

یه نگاه به اسمون میکنم و میخندم که هنوزم میتونم اسمونش رو ببینم

میتونم این هوای بارونی دم صبح گرگ و میش رو ببینم و نفس عمیق بکشم

و خوشحال شم از اینکه:

خدا هنوزم حواسش بهمون هست:)

برچسب: نویسنده: نیکا قربانی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:50

صفحه بندی